وحیدرضاوحیدرضا، تا این لحظه: 13 سال و 19 روز سن داره

زندگی مامان و بابا

این روزها...

این روزهای من پسرم آرام آرام قد می کشد و من در سایه ی امن صداقت ناب کودکانه اش بزرگ می شوم او می رقصد و من آرام آرام نوای کودکانه اش را زمزمه می کنم او می خندد و من از شوق حضورش اشک می ریزم او در آغوشم آرام می گیرد و من تا صبح از آرامشش آرام می شوم او بازی می کند و من شادمانه آنقدر می نگرمش تا چشمانم جز او هیچ نبیند او حرف می زند به زبانی که کسی جز من نمی فهمدش طبیعت را حس می کند ..... خدا را می بوید و من ............ کوذکانه در سایه ی بزرگیش پنهان می شوم تا از گرمای دست نوازش غیبت بی بهره نمانم این روزهای من پر است از پسرم این روزهای من روزهای عجیبست روزی بی وقتی رو...
2 تير 1394

دريا باش...

  دریا باش تا هر کس لایق توست با تو آرام گیرد و هر کس لایقت نیست در تو غرق شود   ...
26 خرداد 1394

سمبوسه پنیر (مخصوص کودک)

مواد لازم:  پنیر سفت=1 لیوان مغز گردوی خرد شده=نصف لیوان  نعناع خرد شده=به مقدار لازم  نان لواش=به مقدار لازم  طرز تهیه:  ابتدا در ظرفی پنیر را با نعنای خرد شده و مغزگردو مخلوط می کنیم.سپس نان ها را مستطیل شکل از طول می بریم.سپس نان را به صورت سمبوسه در می آوریم و کمی از مواد را داخل سمبوسه می ریزیم.کمی آرد خمیر می کنیم و سمبوسه را می بندیم. و در روغن سرخ می کنیم. سمبوسه ها را در صافی می ریزیم تا روغن آن برود سپس سمبوسه ها را در عسل می زنیم تا تمام سطح سمبوسه به آن آغشته شود و در ظرف می چینیم.از این سمبوسه می توانیم برای صبحانه نیز استفاده کنیم. ...
20 خرداد 1394

یه صبحونه ی ساده و شیرین

خرما تخم مرغ يا همون نیمروی خرما  خرما خیلی زود می سوزه بنابراین شعله ی گاز رو خیلی کم کنید. یا از کفگیرک استفاده کنید البته بازم با شعله ی کم.  برای هر یک نفر ۵ خرما و یک دونه تخم مرغ در نظر بگیرید. هسته ی خرماها رو در بیارید. توی ماهیتابه کمی روغن و کره رو با هم داغ کنید . خرماها رو تو ماهیتابه بریزید و کمی تفت بدین. تفت دادن خرما کمی سخته چون به هم می چسبه.  سعی کنید که با کمک چنگال جداش کنید و توی ظرف پخشش کنید. نیمرو ها رو توی یه کاسه بشکنید و هم بزنید. روی خرما بریزید. در ظرف رو ببندید . روی شعله خیلی کم بذارید تا تخم مرغ بسته شه. می تونید هم مدام همش بزنید. اگه روغنش کم بود کمی اضافه کنید. ...
20 خرداد 1394

برای پسرم...تا همیشه...

زیبا ترین معجزه به حقیقت پیوس ته زندگی ام همه در حسرت یک پروازند...من به پرواز نمی اندیشم.. به تو می اندیشم..تو که زیباتر از اندیشه یک پروازی.... ...
15 فروردين 1394

واکسن 18 ماهگی

امروز رفتیم و واکسن 18 ماهگی پسری رو زدیم. فدات بشم پسرم چقدر گریه کردی! عمه جون دلش نیومد واکسنتو بزنه و از همکارش خواست تا اینکارو انجام بده!       بعد واکسن خونه باباجون ؛ الهی چه ناراحت      ...
9 فروردين 1394